يوسف بن محمد بن يوسف الطبيب الهروي

31

طب يوسفى ( جامع الفوائد ) ( فارسى )

همه را كوفته و پخته صلايه كنند تا همچو غبار شود رمد رمد يعنى درد چشم رباعيّه چون از رمد تو بكذرد روزى چند * تا آهوى صحتت درآيد بكمند جشمخام و نبات مصرى و ماميران بايد * جو غبار كرد و در چشم فكند صفت ادويه مذكوره جشمخام مقشر دو مثقال نبات مصرى و ماميران چينى يا انزروت كه يك شبانه روز در شير خر گذاشته باشند و در سايه خشك كرده از هريك مثقالى همه را كوفته و پخته صلايه كنند تا همچو غبار شود طرفه طرفه كه نقطه سرخ يا كبود بود بر سفيدى چشم رباعيّه در چشم تو اى كه طرفه ظاهر باشد * زين نقطه تو را غبار خاطر باشد چون ديده خود بدود كندر دارى * كر دفع نكردد از تو نادر باشد ظفره ظفره يعنى ناخنه رباعيّه در چشم تو ناخنه چو پيدا باشد * از بهر تو تشويش مهيّا باشد چيزى كه در اين مرض بود فايده‌مند * نزديك حكيم روشيانا باشد صفت روشيانا صفت روشيانا مس سوخته و شاونج مغسول از هريك دو درم فلفل و دارفلفل و زعفران و شحم حنظل از هريك ربع درم زنگار و صبر سقوطرى و بوره ارمنى از هريك